تبليغاتX
انسان - برای من انسان بودن کافی است تو را نمی دانم!
همتم بدرقه‌ی راه کن ای طایر قدس *** که دراز است ره منزل و من نوسفرم
انسانم!

اما نه آن کس که به تختگاه خداوند رسد طوری که جبرئیل از ترس سوزش پر نتواند به آن وادی پا گذارد!

انسانم!

اما نه آنکس که در مقایسه با احشام در مقام پایین تری نیز قرار گیرد!

انسانم!

همه آنچیزی که برایم مانده است انسانیت است و لاغیر


امروز تولدم بود برای من فرقی نکرد با روزهای خسته کننده و ناامید فعلی. شاید برای خانواده..... نمی دانم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 21:58  توسط شهریار  |